اي مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران
بيداري ستاره، در چشم جويباران
* * *
آيينه نگاهت، پيوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت، صبح ستاره باران
* * *
بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم
فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران
* * *
اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز
كاين گونه فرصت از دست دادند بي شماران
* * *
گفتي: به روزگاري مهري نشسته ، گفتم
بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران
* * *
بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان سر خيل شرمساران
* * *
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار زندگي را زين گونه يادگاران
* * *
وين نغمه محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقي است آواز باد و باران

/ 0 نظر / 7 بازدید