مـــرداب زیـــبـای زنـــدگـــی مـــن . . .

مرداب زندگی ام از من تمام لحظه های شیرینم را گرفتی ولی تو را زیبا خطاب می کنم

مرداب زندگی ام از من عزیزانم را در طول زمان بودنت با من گرفتی اما باز هم تو را زیبا خطاب می کنم

مرداب زندگی ام از من عمرم را بگیر اما باز هم من تو را زیبا خطاب می کنم

مرداب زندگی ام از من زمان زیادی را گرفتی ولی باز هم من تو را زیبا خطاب می کنم

چون تو مرداب زندگی من هستی ، تو همون مرگ تدریجی من هستی

تو همونی هستی که به من غم رو هدیه کردی ، تو همونی هستی که باعث شروع گریه هام شدی

تو باعث شدی من خودم رو بشکنم ، تو باعث شدی خاطرات تلخ زندگیم بیشتر به چشم بیاد

تو خیلی چیزها رو از من گرفتی ، خیلی چیزها رو ، خیلی کسا رو

ولی این تو بودی که باعث شدی من به خودم بیام و دست نیازم رو به طرف خدایی دراز کنم که همیشه با من بوده وهست

تو باعث شدی که من توی این شرایط خدا رو داشته باشم هر چند من از روی جهل و نادونی خودم خدا رو از یاد می بردم

تو من رو به خدا نزدیک می کنی ، تو من رو بیدار وهوشیار میکنی

تو بارها و بارها باعث شدی من یادم بیاد کی هستم وچه جایگاهی دارم

تو به یادم همیشه انداختی که من نیازمند و محتاج فقط و فقط خدا هستم و بس

وهیچ کس نمی تونه کمکم کنه جز اونی که من رو آفریده

برای همین می خوام تو رو مرداب زیبای زندگی خودم خطاب کنم

تا همه بدونند تو بهترینی هر چند وقتی با منی بدترین لحظات رو سپری می کنم

پس می خوام همیشه با من باشی ، می خوام تنهام نذاری

می خوام کاری کنی که همین طور گدای درگه خدا باشم . . .

نــرو از کــنــارم ای مـــرداب زیــبــای زنـــدگـــی مـــن . . .

 

  
نویسنده : nasim m ; ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٤