رفتي و بي تو دلم پردرده

پائيز قلبم ، ساكت و سرده

دل كه مي گفتم محرم با من

كاشكي مي ديدي بي تو چه ترده

اي كه به شبهام ، صبح سپيدي

بي تو كويري بي شامم

اي كه به رنجام رنگ اميدي

بي تو اسيري در دامم

با تو به هر غم سنگ صبورم

بي تو شكسته تاج غرورم

با تو يك چشمه ، چشمه روشن

بي تو يك جاده م ، كه سوت و كورم

اي كه به شبهام ، صبح سپيدي

بي تو كويري بي شامم

اي كه به رنجام رنگ اميدي

بي تو اسيري در دامم

چشمه اشكم بي تو سرابه

خونه عشقم بي تو خراب

شادي وبي تو مثل حبابه

سايه آه ، نقش بر آب

رفتي و بي تو دلم پردرده

پائيز قلبم ، ساكت و سرده

اي كه به شبهام ، صبح سپيدي

بي تو كويري بي شامم

اي كه به رنجام رنگ اميدي

بي تو اسيري در دامم

  
نویسنده : nasim m ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٤