حرفی با شما دوستان

سلام به همه دوستان خوبم

نمی دونم مخاطبهای من کی هستن وچه احساس وچه نظری دارن ، نمی دونم مخاطب من دختر یا پسر ، نمی دونم مخاطب من دوستانی هستن که من رو می شناسن یا میهمانانی هستن که شاید شانسی این وبلاگ رو باز کردن .

لازم دونستم ورودتون رو امروزخوش آمد بگم . وبلاگم رو با اسم « مــن رفــیــق گــریــه هــاتــم » در اختیار شما گذاشتم .

نمی دونم چقدر مناسب و یا چقدر اهمیت داره برای شما اسم وبلاگ ... به نظر خودم این اسم از احساسم سرچشمه گرفته ،اون چیزی که هستم رو برای اسم این وبلاگ انتخاب کردم . اغلب احساس کردم دیگران با من درد ودل می کنند اما هیچ وقت از دردودل من نمی پرسن ، شاید به خاطر شیطونی و راحت بودن من و گاهی روک بودن منه ، که باعث شده کسی به فکر این هم نباشه که نسیم هم حرفهای نگفته زیاد داره . حرفهایی که می دونم روزی من رو از درون می شکنند وخورد می کنند . خیلی دوست دارم دردودل دوستانم رو بشنوم واگه کاری از دستم بر بیاد دریغ نمی کنم ، اما گاهی هم دوست دارم از من بپرسن ، نسیم تو هم درد و دلی برای گفتن داری ؟

بگذریم ، حرفهایی که تو این وبلاگ ثبت میشه وشده تا به امروز مقداری حرفهای قلبی خود منه وتعداد زیادی هم مطالبی هستش که می دونم خیلی از شما شنیدید یا خوندید ، از نوشته های شریعتی و . . .

اون تعدای که خودم نوشتم ، دردودل و یا شعرو یا متنی که خودم نوشتم ویک داستان که امروز وارد این وبلاگ می کنم . روز اول شروع به کارم هنوز خیلی چیزها یاد نداشتم و قالب ، وبلاگم عادی بود ولی امروز با کمی تغییرات وبلاگ من رو دارید می بینید امیدوارم وبلاگم از این هم بهتر بشه البته با راهنمایی وکمک شما دوستان .

هدف خاصی برای وبلاگم ندارم اما از طریق این وبلاگ و این نوشته ها حداقل خودم تا امروز تونستم کمی از درد ودل هام رو لابه لای نوشته ها جا بدم ... حالا هر کس که منو میشناسه و با مشکلاتم آشناست ، بهتر میتونه بفهمه کدوم نوشته من مربوط به خود من میشه . وکسان دیگه هم اگه از اول خونده باشن می تونند کم کم با من آشنا بشن .

برام دعا کنید چون خیلی محتاج دعای شما عزیزان هستم .

* * * فدای همتون نسیم * * *

  
نویسنده : nasim m ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٤