يک حرف

مـــا د ر . . .

می دونم از مادر باید این مدت بیشتر می نوشتم حداقل این یک هفته باید فقط از اون می نوشتم

این کار رو نکردم به چند دلیل ، که شاید اگه بگم قانع بشید

اول اینکه مادر رو با حرف نمیشه توصیف کرد وغیر قابل توصیف

دوم اینکه به یاد کسانی افتادم که مادرشون رو از دست دادن

با خودم گفتم اگه از مادر بنویسم باعث شکستن دل دوستانی شدم که مادرشون رو از دست دادن

یکی از دوستان بین ما بچه های تبیان هست که از فوت مادرشون حداقل چند ماه بیشترنگذشته

گفتم اگه بخونه نوشته های منو یا چشمش بیوفته مطمئنا دلش می شکنه

اگه همه بچه ها رو می شناختم و می دونستم کسی بین ما نیست که مادرش رو از دست داده باشه حتما بیشتر می نوشم

اما وقتی حداقل از یک نفر خبر دارم دلم نیومد بیشتر مطلب بدم واز مادر یاد کنم واسم مادر رو تکرار کنم

حتی الان که این نوشته ها رو وارد سایت کردم ، آرزو می کنم این دوست عزیزمون این نوشته ها رو نخونه

می دونم براش سخته ، چند ماه بیشتر از فوت مادرش نگذشته واین اولین سالیه که جای خالی مادر رو احساس می کنه

توی سایت یک شعر خیلی زیبا نوشته بود که دوست دارم بنویسم تا شما هم بخونید

اسمی از ایشون نمی برم ، وامیدوارم نخونه مطالب من رو :

از برم رفته ای تاج سرم ................ سوخت از هجر رخت بال وپرم

یادم آید که چه شبها مادر ................ پیکرم سخت گرفتی در بر

خفتم آسوده وبیخواب شدی ............. شمع من در بر من آب شدی

وقت بیماری من افسردی ............... غصه ها بهر عزیزت خوردی

مادر گوش کن این فریادم ............... بوسه هایت نرود از یادم

مادر بی تو ز جان سیر شدم ............ از غم مرگ تو من پیر شدم

***********************************************************

***********************************************************

این شعری بود که این دوستمون نوشتن

در پایان هیچ حرفی نمی زنم ، با اینکه حرف نگفته زیاد دارم فقط :

روز میلاد دخت نبی اکرم (ص) و روز زن و مادر رو به همه دوستان وبه همه مادران و زنان ایران زمین تبریک میگم

برای همگی آرزوی موفقیت وسربلندی وروزهای بدون غم رو می کنم

* * * * * فدای همتون نسیم * * * * *

  
نویسنده : nasim m ; ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤